ابعاد برنامه درسی پنهان از نظر آهولا

چارچوب مفهومی مورد استفاده در مطالعه برنامه درسی پنهان توسط آهولا (2000) از ایده‌های مارگولیس و رومرو (1998) و برگن‌هن‌گوون، (1987) نشأت گرفته است. از نظر آهولا برنامه درسی پنهان را می‌توان با استفاده از 4 طبقه تحلیلی مجزا مورد تجزیه و تحلیل قرار داد. اول، دانشجویان باید یاد بگیرند که یاد بگیرند. یادگیری یک دانشجوی دانشگاه بودن به مراتب از مفروضات برنامه های درسی رسمی، که پیش فرض آنها این است که آموزش متوسطه پیش‌نیازهای لازم را فراهم خواهد کرد، فاصله دارد. ثانیاً، دانشجویان باید حرفه خود را یاد بگیرند. از طرفی، این موضوع شامل یادگیری روش های خاص تفکر و فعالیت‌های مختلف یک رشته بوده و از سوی دیگر، دانشجویان باید تفکر و فعالیت‌های حرفه‌ای را نیز یاد بگیرند. این کار تنها تا حدی توسط کتاب ها و دروسی که بخشی از برنامه درسی رسمی هستند تحت پوشش قرار می‌گیرد. کار سوم، یادگیری یک متخصص بودن است، که شامل یادگیری تفکر و فعالیت‌های علمی و سبک و سنت دانشگاهی است. بعد چهارم برنامه درسی پنهان بسیار عمیق است. این موضوع به یادگیری بازی دانشگاهی مربوط است. به گفته پیر بوردیو،
باقی ماندن در هر حوزه اجتماعی مستلزم تمایل به بازی است که با مخاطرات خاص خود،
آن حوزه را تشکیل داده است (بوردیو و وک‌کوانت،
1992). به محض این که فرد شروع به یادگیری قواعد می‌کند، می تواند بازی را نیز بهتر یاد بگیرد، و در نهایت، همانگونه که فرد در تحصیل و دروس پیش می‌رود و تخصص علمی کسب می‌کند، حتی می تواند شروع به تدوین مجموعه ای از قوانین نماید.

جدول . ابعاد برنامه درسی پنهان از دید آهولا

 

 

 

 برنامه درسی پنهان

 

برنامه درسی رسمی

اجتماعی شدن/حرفه‌ای‌شدن

 

باز تولید فرهنگی و اجتماعی

یادگیری یادگیری

یادگیری (یادگیری)

یادگیری یک فراگیر بودن

فرض ‌می‌کند که آموزش متوسطه پیش‌نیازهای لازم را فراهم نموده است.

یادگیری حرفه

یادگیری تفکر و فعالیت‌های یک رشته

یادگیری تفکر و فعالیت های یک حرفه

محتوای برنامه درسی:

مهارتها و دانش مربوط به رشته پایه

یادگیری متخصص شدن

یادگیری تفکر و فعالیت‌های علمی

یادگیری تفکر و فعالیت‌های دانشگاهی

سلسله مراتب برنامه درسی:

مهارتها و دانش تخصصی

یادگیری بازی

یادگیری قواعد

یادگیری بازی کردن

برنامه درسی به عنوان کدهای زمان و مکان