رویکردهای برنامهریزی آموزشی
برنامهریزی آموزشی با مسائل و مشکلاتی پیرامون چگونگی استفاده بهینه از منابع محدود تخصیص یافته به آموزش و پرورش با توجه به اولویت های در نظر گرفته شده برای مراحل یا بخش های مختلف آن و نیز نیازهای اقتصادی سر و کار دارد. در این زمینه، سه رویکرد مشهور در برنامه ریزی آموزشی وجود دارد که عبارتند از : 1.رویکرد تقاضای اجتماعی 2. رویکرد برنامهریزی نیروی انسانی 3. رویکرد هزینه – فایده.
رویکرد برنامهریزی نیروی انسانی
تمرکز این روش بر پیش بینی نیروی انسانی مورد نیاز در بخش اقتصاد است. به عبارتی این رویکرد بر بروندادهای نظام آموزشی جهت پاسخگویی به نیازهای جامعه به نیروی انسانی در آینده تاکید دارد. این رویکرد بر 3 عنصر اصلی متمرکز است: 1. ویژگیهای ترکیب نیروی انسانی مورد نیاز در یک برهه زمانی خاص مثلاً 1395 تا 1400. 2. ویژگیهای نیروی انسانی موجود، مثلاً در سال 1390. 3. ویژگی های تلفیقی مراحل 1 و 2.
مزایای رویکرد نیروی انسانی
1. رویکرد نیروی انسانی می تواند به شکلی سودمند به شکاف های عمیق، عدم تعادل و ناهماهنگیهای موجود در الگوی بروندادی آموزش و پرورش که نیاز به اصلاح دارند، بپردازد. این کار نیاز به مطالعات آماری پیشرفته ندارد.
2. این رویکرد رهنمودهای مفیدی در مورد مهارتها و صلاحیتهای آموزشی نیروی کار مورد نیاز در آینده به مربیان می دهد. به عبارتی، نسبت افرادی که باید حائز آموزش در سطوح ابتدایی، متوسطه و بعد از آن باشند، را مشخص میکند.
3. عدم اشتغال و یا اشتغال ناقص که ممکن است در نتیجه برخی تاکیدات بیش از حد بر رویکرد نیروی انسانی حاصل شده باشد، میتواند تبدیل به یک چالش حرکت آفرین به سمت شکل صحیحی از آموزش و پرورش رشد محور، و در نتیجه ایجاد شغل شخصی و کارآفرینی گردد.
نقاط ضعف رویکرد نیروی انسانی
1. این رویکرد به برنامه ریزان آموزشی رهنمودهای محدودی ارایه میکند. به عبارتی آنچه را که می توان به شکل واقعی در هر یک از سطوح آموزش و پرورش، به عنوان مثال، آموزش ابتدایی، متوسطه و غیره به دست آورد، بیان نمیدارد.
2. این رویکرد در مورد آموزش ابتدایی چیزی نمیگوید، چرا که این سطح را مرتبط با اشتغال نمیداند. از این رو، توجه خود را تنها به جنبههایی از آموزش و پرورش که با توسعه نیروی انسانی در جامعه در ارتباط است، متمرکز نموده است.
3. طبقه بندی شغلی و نسبتهای نیروی انسانی مانند نسبت مطلوب مهندسین به تکنسین ها، پزشکان به پرستاران و غیره و نیز شرایط و صلاحیتهای آموزشی مفروض برای هر طبقه شغلی، ایده های عاریت گرفته شده از کشورهای صنعتی و اقتصادی میباشند. این ایده ها متناسب با واقعیتهای کشورهای کمتر توسعه یافته مثلاً در آفریقا نیستند.
5. امکان پیش بینی درست نیروی انسانی کافی و مناسب مورد نیاز برای آیندهای دور، به دلیل بسیاری از ابهامات و پیچیدگیهای اقتصادی، تکنولوژیکی و غیره ممکن نیست.
نصراله نوروزی هستم، دانشجوی دکترای تخصصی برنامه ریزی درسی دانشگاه شیراز. در این وبلاگ سعی خواهد شد مطالب علمی و پژوهشی و نیز دست نوشته هایی پیرامون برنامه ریزی درسی ، مدیریت آموزشی (رشته تحصیلی دوره کارشناسی ارشد اینجانب) و نیز سایر حوزه های علوم تربیتی، درحد بضاعت علمی نگاشته شود. إنشااله که مقبول درگاه عزیزان واقع گردد.